عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

106

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

از اصل وجود . بعضى علماء گفتند : اين سخن كه از وى رفت ، نه سؤال بود ؛ بلكه استعظام نعمت خداى عزّ و جلّ بود ، چنان كه عرب گويند ، چون شغلى عظيم و نعمتى بزرگ پديد آيد : « من لى بكذا ، و من أين لى كذا ؟ » يعنى من ازين كه باشم ؟ و چه باشم ؟ و از كجا اهل اين نعمت شوم ؟ پس جبرئيل از پيغام خداى وى را جواب داد : كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ . معنى آنست كه : اين فرزند ترا هم در حال ضعف و پيرى دهد ، و از كمال قدرت وى دور نيست كه آفرينش خداى اين فرزند را همچون آفرينش اللَّه است آن را كه خواهد و هر چه خواهد . يعنى كه اگر تعجب ميكنى درين كار پس تعجب كن در همه اختراعات و ابداعات اللَّه كه آن همه بر يك نسق است از روى قدرت . قوله : قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً - زكريا ( ع ) از آن پس نشان خواست كه وقت حمل اين فرزند كى بود ؟ و چه نشان دارد ؟ تا در شكر و سپاس دارى و عبادت بيفزايم - قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً اين رمز همان وحى است كه جاى ديگر گفت : فَأَوْحى إِلَيْهِمْ . و معنى هر دو درين قصه اشارتست او را . گفتند : شرط آنست كه با اهل خود مباشرت كنى در حال طهر و نشان حمل آنست كه سه روز سخن با مردم نتوانى گفتن ، مگر اشارتى بدست يا بسر و زبان ، هم چنان بجاى بىخرس و بىمرض . - بعضى علماء گفتند : آن زبان بستن وى از سخن با مردمان عقوبتى بود كه رب العالمين بوى خواست كه بعد از آنكه بمشافهه با فرشته سخن گفته بود آيت و علامت ميخواست . قومى ديگر به عكس اين گفته‌اند و آن آنست كه : زكريا ( ع ) از رب العزت قربتى و عبادتى خواست تا آن بجاى آرد شكر نعمت اجابت دعا را ، رب العزّت وى را فرمود كه جملگى خويش سه روز در كار عبادت و تسبيح و ذكر ما كن ، و با مردم - سخن مگوى ، آن ترا شكر نعمت است و پذيرفتهء ما .